خرید بک لینک

برای ذره ای بیشتر با هم بودن و

شکستنِ قانونِ سلسله مراتب نیازهای مازلو،

یه بار از سرما به آفتاب پناه بردیم

یه بار، از گرما به سایه

ما، سرد و گرم چشیده ی روزگاریم ...

- کلیپ زندان محسن چاوشی که از برنامه ی خندوانه پخش شده، خیلی خیلی چسبید!

+ به تاریخِ یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶به وقتِ 22:18 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52

با تمامِ علاقه ای که به بشر دارم،به همون میزان حالم داره بهم می خوره از ...دیگه زیادی سرها زیرِ برفِ مجازیت فرو رفته شدهامروز که به جمعِ آشنایان خیره شده بودم، دیدم می تونم راحت بگم ازتون متنفرم، جز دو نفر از اون جمع! یه سری حرف ها مثل زخم های مثل خوره ی صادق هدایت، فقط باید به گور برده بشهاین حقیقت

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52


تنها ماندن، سرنوشت تمام راههای بزرگ است، این سرنوشتی است که اغلب بر آن تأسف میخورند، من باید بگویم که از سرنوشتهای دیگر اسفانگیزتر نیست.

+ به تاریخِ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۶به وقتِ 21:46 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52

امروز اتفاقی تو مدرسه افتاد که شاید هزاران اتفاقِ خوب، نتونه اونطوری حالمو خوب کنه! صبح مشخص شد چند تا از بچه ها به دلیل وضع مالی نمی تونن تو اردو شرکت کنن، به مدیرمون گفتم میشه با اولیاشون مشورت کنیم و اونها رو با قیمت پایین تر ببریم؟ شده حتی خودم باقی مونده ی کرایه شونو می دم، خدا خیر بده یه معلم

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52

ستون فقراتم به خاطر تو، به زاویه ی تند رضایت می دهد یک زمانی گونیا و نقاله به دست درجه بندی می کردم نشستنم را اما حالا تو تمام قواعد ریاضیِ زندگی ام را، در یک «وتر» خلاصه کردی! بر مثلثِ روحم رحمت فرست تا محیطش، محاطِ عشقِ تو باشد تنها! فکر مساحتش را هم کرده ام، خودم را نصف می کنم، می شکنم تا قاعده و

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52


هر وقت خواستی میای

هر وقت خواستی بری هم می ری تو یه ریاضتِ دور از هر حیوانیتی

بعدش

من می مونم و حسی که

روزه و ریاضت و دین و ایمان حریفش نمی شه ...

+ به تاریخِ شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۶به وقتِ 21:57 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52


اونایی که می رن عمل زیبایی می کنن،

یعنی قبول کردن همینن؟!

من هنوز وقتی تو آینه نگاه می کنم،

شک دارم اونی که اون تویه، خودمم یا نه!

+ به تاریخِ یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶به وقتِ 22:27 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52

وقتی یه کتابو می خونی، حس شدید همذات پنداری و بودن در کنار آدمهای اون بهت دست می ده، بعد تو هِی دنبالِ اینی که یه جا اونا رو ببینی، اصلا به طور عجیبی دنبالشونی، و هیچکی نمی تونه بهت ثابت کنه اونا هرگز پاشونو از دنیای داخلِ کتاب، بیرون نذاشتن! می دونی قسمت وحشتناکِ ماجرا کجاست؟ اینکه یهو می بینی این

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52


امروز یه پسریچه ی حدود 8، 9، 10 ساله داشت گریه می کرد،

با تمامِ ناراحتیِ عمیقی که به قلبم فرو می کرد غمگینی اش،

یه چیز اما خوشحالم کرد!

اینکه، کسی نیست بهش بگه که؛

"مرد که گریه نمی کنه!"

+ به تاریخِ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۶به وقتِ 18:59 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52


و باران،

بی شک

طنینِ صدای توست!

وقتی بُهتِ نگاه ها همه

از تابستان سخن می گوید ...

+ به تاریخِ شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶به وقتِ 17:5 به قلمِ شاهزاده جوان |

برچسب: نویسنده: میلاد کاشفی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:52

صفحه بندی